تیر مژگان گر نشیند بر چراغ عافیت
شعله ها از دل براید عشق این معیار توست
شرحِ حال عاشقی را بیش و کم فهمیده ام
تحفه ناچیز جان دادن کم از بسیار توست
ناله هایم را به ساکت بودن عودت داده ای
ورد ساکت ماندن من نطق طوطی وار توست
نه به وصلت میرسانی نه به آرامش عجب
مذهبت برباد این جان روزه شک دار توست؟.
بداهه، احدزاده
برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 23:05
جرعه ای دیدار چشمان را که کتمان میکنی
سرخی سیب نگاهت را چه پنهان میکنی
لاله می روید ز حُسن گونه هایت نازنین
ماه دی را در وجودم چون بهاران میکنی
عطر زلفت تا گلوی باد می گیرد به دست
اشک شوقی را نثار چشم باران میکنی
گرچه ترسا نیستی و شیخ صنعان نیستم
بس که بر حمدت نشستم دل مسلمان میکنی.
برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 23:05